
مثل هميشه فاجعه ناگاه در رسيد
آوار هيچوقت کسی را خبر نکرد ...
کمتر از شش ساعت بعد از انتشار شمارهی چهارم هفتسنگ که عکسهايی تازه از ارگ بم در آن درج شدهبود و در حالی که قصد داشتيم تا در زمستان همين امسال يکسفر سياحتی را با دوستان عکاسمان به بم برگزار کنيم، خبری پخش شد که كوتاه، ولی ناگوار و تاسف برانگيز بود :
صبح امروز زلزلهی شديدی شهرستان بم در استان کرمان را لرزاند و ضمن تخريب بخش عمدهی شهر، متاسفانه شمار زِيادی از همميهنانمان را به کام مرگ کشيد. در اين زلزله ارگ تاريخی بم، بزرگترين بنای خشتی جهان نيز به شدت آسيب ديد و تقريبا به طور كامل تخريب شد.
به قول دوستی از بچههای هفتسنگ : حكايت غريبیست! ناگهان زمين دهان باز میكند و همه چيز را در خود میبلعد! خشت و آجر و خاك كه هيچ! تكه تكه جگرگوشههای اين خاك را...! اگر سرحالتر بوديم و حس موعظه بود شايد مینوشتيم: در اين كه بنايی دو هزار سال برجا بماند و در كمتر از چند دقيقه با خاك يكسان شود هزار درس اخلاقی و چه میدانيم عبرت تاريخی نهفته است! يا مینوشتيم تكهای از خاطرات هزاران سالهی سرزمينمان نابود شد!..اما حسش نيست! ما بغض پيكر پاره پارهی جگرگوشههای سرزمينمان، زنان و مردان و كودكان سرزمينمان را در گلو داريم! ...

در پی آمادگی همگانی مردمی و درخواست مسوولان امداد و نياز به خون برای مجروحان حادثه ، دوستان و نويسندگان هفتسنگ ضمن اعلام همدردی با بازماندگان اين واقعهی هولناک، و درخواست رحمت و آمرزش برای از دست رفتگان اين حادته، آمادهاند تا با اهدای خون، سهم خود را در تلاش ملی برای کاستن از خسارات و تلفات بعدی و کاهش آلام بازماندگان ادا کنند.
وعدهی ما روزهای شنبه و يکشنبهی همين هفته ؛ پايگاههای انتقال خون در هر شهر و دياری که هستيم.
کمک از طريق سایت جمعيت بينالمللي صلیب سرخ
کمک از طريق جمعيت هلال احمر ايران
شماره حسابهاي اعلام شده ديگر نهادهاي دولتي براي کمک به زلزله زدگان
همانطور که گفتيم انتشار به موقع اين شماره ۷سنگ باعث شد که نتوانيم مطالب چند نفر از دوستان که با تاخير رسيده بود را در ۷سنگ چهارم داشته باشيم. سعي داريم اگر باز هم مشکلات عجيب و غريب برايمان پيش نيايد هر دو هفتهيکبار جمعه - راس ساعت دوازده شب پنجشنبه - مجله را بروز کنيم، و البته اين جز با همراهي و وقتشناسي دوستان ۷سنگي ميسر نميشود.
از جمله مطالبي که بعلت چند ساعت تاخير در ارسال از اين شماره مجله جا ماند مطلب سينمايي بود. از آنجايي که مهديعزيز معتقد است انتشار مطلب در شمارهي بعدي - دو هفته بعد - با توجه به بروز بودن آن کمي دير است، اين مطلب را در سنگک بخوانيد:
شبهاي روشن؛ فيلمی برای ديدن
سه هفته! چه کم! چه غم انگيز! کاش اين فيلم بيشتر ديده ميشد ، کاش آدمهای بيشتری به آن دل ميبستند كاش سينماهاي بهتري براي اكران شبهاي روشن بود ، كاش همه چيز بهتر بود ، زيباتر بود . به هر حال من همچنان سرسختانه اين فيلم را ستايش ميكنم و سعي ميكنم عده بيشتري را به تماشاي آن ترغيب كنم ، نه به خاطر اينكه فقط يك فيلم ديده شود براي اينكه به شناختي حتي اندك از آدمهايي خاص برسيم ، كساني كه در اطراف ما هستند و محترمند و دردمندند . آدمهايي كه دوست داشتن آنها سخت است و تحمل آنها سخت تر . بايد فيلم را ديد . هنوز سه سالن ديگر در تهران اين فيلم را نمايش ميدهد و اكران شهرستان هم آغاز شده است. [ ادامه ]
اين هم از ۷سنگ چهارم، دقيق و به موقع !
البته اين بهموقع رسيدن باعث شد در اين شماره مطالب دو-سه نفر از دوستان را نداشته باشيم، اما به هر حال منظم بودن مهمتر است!
۱. مطلب زير با اين فرض نوشته شده است که منظور از بخش «نشرياتالکترونيکی» در مسابقه وبلاگهای برتر، سایتهایی نظیر تکاپو، کاپوچینو، سیاهسپید، هفتسنگ و ... باشد.
هر چند که این فرض با مشاهده لیست پایگاههای ثبت شده در بخش «نشریات الکترونیکی» در ساعات اول آغاز ثبتنام و همچنین با صحبتهایی که در این زمینه با آقای مباشری داشتم برایم اثبات شد، اما از آنجایی که هیچ اطلاع رسمی از سوی مسئولین برگزاری مسابقه ارائه نشده است لازم بود که این توضیح را در ابتدای یادداشتم بیاورم.
۲. اینکه نشریات الکترونیکی وبلاگ نیستند اینقدر بدیهی بهنظر میرسد که احتیاج به اثبات و هیچ شرح و توضیحی ندارد. مسئولین برگزاری مسابقه باید بهتر از من به تفاوتهای این دو مقوله آگاه باشند. حالا چطور برگزار کنندگان مسابقهی وبلاگها در کنار بخشهای «وبلاگهای ادبوهنر»، «وبلاگهای دینی»، «وبلاگهای IT»، ... بخش «نشریات الکترونیکی» را قرار دادهاند و در اینباره هیچ توضیحی هم ارائه نکردهاند نمیدانم جای چه دارد!
۳. شاید عاملی که باعث نزدیک دانستن این دو پدیده شدهاست، نحوه شکلگیری برخی نشریات الکترونیکی باشد. گاها اینگونه عنوان میشود که «نشریاتالکترونیکی» از دل وبلاگها بیرون آمدهاند. کسانی که به این قضیه معتقدند اینگونه استدلال میکنند که چون نحوه آشنایی اولیه اعضای تحریریه چند نشریه الکترونیکی از وبلاگهایشان بوده است، پس این نشریات زاییده وبلاگها هستند.
درپاسخ به این دوستان فقط به این نکته اشاره میکنم که به عنوان مثال فروغ و ۷سنگ ، که دو نشریه الکترونیکی فعال و با سابقه هستند، از این قاعده پیروی نمیکنند. با اندکی تحقیق و جستجوی بیشتر میتوان به این نتیجه رسید که به هیچ وجه « آشنایی اولیه تحریریه نشریات الکترونیکی از طریق وبلاگهایشان بوده است » یک قاعده کلی نیست.
ضمن اینکه نشریات الکترونیکی فارسیزبان پیش از تولد وبلاگهای فارسی هم وجود داشتهاند و اصولا هیچ پدیدهای نمیتواند زاییده پدیدهای بعد از خود باشد!
۴. حداکثر ارتباطی که بین تعدادی از نشریات الکترونیکی و وبلاگها میتوان پیدا کرد این است که برخی اعضای این نشریات وبلاگ هم مینویسند. البته اصولا اعضای این نشریات علاوه بر فعالبت در نشریه ممکن است خیلی کارهای دیگر هم بکنند! توضیح بیشتر که لازم نیست، هست؟
۵. تاثیری که وبلاگهای فارسیزبان در دوسال اخیر بر نشریات الکترونیکی گذاشتهاند مسئلهای غیر قابل انکار است، اما نکتهای که باید بدان توجه کرد این است که این تاثیر فقط مختص حوزه نشریات الکترونیکی نبوده است.
بهعنوان مثال تنها چند ماه پس از اینکه استفاده از برنامه مدیریت محتوای MT در بین وبلاگنویسان ایرانی مرسوم شد، برخی نشریات الکترونیکی هم بخاطر مشاهده امکانات خوب این برنامه برای بروزرسانی نشریات از این برنامه استفاده کردند. اما فقط نشریات الکترونیکی نبودند که پس از این آشنایی، که از ارتباط تنگاتنگشان با بلاگستان ناشی میشد، به استفاده از این برنامه روی آوردند. مثلا سایت گویا که یک سایت خبری است برای بروز رسانی خبرنامهاش از همین برنامه استفاده میکند. با این تفاسیر آیا میشود بخش «سایتهایخبری» را هم در مسابقه وبلاگهای برتر قرار داد؟
یا به عنوان مثال دیگر پس از تولد وبلاگهای فارسی شاهد بوجود آمدن گروههای وبلاگی هم بودیم. کمکم وبلاگنویسانی که بیشتر با هم احساس نزدیکی میکردند جمعهای دوستانه وبلاگی را تشکیل دادند. در چند مورد برآیند این جمعهای دوستانه تولد نشریاتالکترونیکی جدید شد. اما همه این جمعهای وبلاگی هم به تشکیل نشریه الکترونیکی ختم نمیشدند. از جمعهایی که صرفا برای دوستیابی، مخزنی و وقتگذرانی تشکیل میشدند که بگذریم، دهها انجمن مجازی و حقیقی، سایتهایی با موضوعات و کاربردهای مختلف، نشریات چاپی و موارد گوناگون دیگر هم از دل این جمعهای وبلاگی بوجود آمدند.
این نکته را با این جمله که « همه انجمنهای مجازی و حقیقی و ... از دل وبلاگها بوجود نیامدهاند، همانطور که همه نش%D
شماره سوم دوره جديد مجلهی اينترنتی هفتسنگ دقايقی پيش با يک روز تاخير آماده شد. اميدواريم کمکم بتوانیم اين يک روز تاخيرها را هم از بين ببریم.
***
« ليست دوستان هفتسنگ که در مسابقه وبلاگهاي برتر نامزد شدهاند » در وبلاگ خاکستری هم انعکاس يافت. ضمن تشکر از دوستانمان در مجله سیاهوسپید بهخاطر انعکاس این مطلب، من نیز به نوبهی خود از « ليست تبليغاتى كانديداهاى مورد حمايت دوستان سیاه و سپید » اعلام حمایت میکنم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.
مسابقهی وبلاگهای برتر چند روزیست که آغاز شده است. از وبلاگهای نویسندگان هفتسنگ، وبلاگهای زیر در این مسابقه شرکت دارند. ضمنا این مطلب فقط جهت اطلاعرسانی است !
وبلاگ « يک عاشقانهی آرام » که امیر حسین در آن مینویسد در بخش « ادب و هنر ».
وبلاگ گروهی « بلاگاسپورتز » که از هفتسنگیها رضا، محسن و مهدی هم در آن مینویسند در بخش « رسانه » و « وبلاگهای گروهی ».
وبلاگ « در محضر ملكالموت » که جلال در آن مینویسد در بخش « ادب و هنر ».
وبلاگ « شاعرانهها »ي سيامک و وبلاگ « گلاره و نارنج طلا »ي گلاره هم در بخش « ادب و هنر »
و « وبلاگياشا آنلاين» ياشا در بخش « روزنگاري »
هفته گذشته محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی تهران شاهد برگزاری جشنوارهای بود که برخلاف آنچه تصور میشد نتوانست انتظارات اولیه را بر آورده کند.
نخستین جشنواره وب، وپ و نشریات الکترونیکی که در پشت سر خود، نام اسپانسرهای کلفتی نظیر صدا و سیما، وزارت مخابرات، سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران، وزارت بازرگانی و ... را یدک میکشید در حالی آغاز بکار کرد که از سویی بخاطر دولتی بودن ( بخوانید صداوسیمایی بودن) از طرف برخی رسانهها با کم توجهی مواجه شد و از سویی دیگر ظاهرا در روزهای قبل از شروع جشنواره با کنار کشیدن بخش دولتی - به دلایلی که رسما اعلام نشد - امکان تبلیغات گسترده تلویزیونی را هم از دست داده بود. بدین ترتیب جشنواره از همان روز نخست در کنار تمام مشکلاتش با معضل بزرگی به نام جذب مخاطب روبرو بود.
غرفه وبلاگنویسان که با پیگیری و تلاش عدهای از اهالی بلاگستان در جشنواره بپا شده بود با اجرای برنامههای منظم و متنوع و اطلاعرسانی مناسب توانست تا حدی خلا تبلیغاتی جشنواره را پر کند.
یکی از برنامههای جالب توجه غرفه وبلاگنویسان معرفی مجلات اینترنتی و حضور اعضای تحریریههای این مجلات در غرفه بود. دوستان ما در مجله فروغ روز دوشنبه مهمان غرفه وبلاگنویسان بودند. ما ( هفتسنگیها ) هم بنا بود در هفته گذشته روزی را مهمان غرفه باشیم که بخاطر گرفتاریهای ناشی از مشکلات پیش آمده برای هفتسنگ در هفته گذشته فرصت مناسبی برای این حضور فراهم نشد.
جشنواره روز سهشنبه با برگزاری مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد! مراسم اختتامیهای تاریخی که البته انصافا در حد برگزاری جشواره بود، دوستان دیگر به قدر کافی در مورد مراسم اختتامیه نوشتهاند.
در ابتدای مراسم مجید مظفری - بازیگر سینما و تلویزیون - به ارائه توضیحاتی در مورد نقش خود در آخرین نمایشنامهای که بازی میکند - نمایشنامهای از آلبر کامو - پرداخت. وی همچنین در مورد ارتباط این دو پدیده ( سینما و جشنواره وب ) اظهار داشت که چقدر خوب میشد ما بتوانیم از این چیزها - اینترنت و کامپیوتر - در نمایشنامههایمان استفاده کنیم تا تئاترهایمان را در حد اروپا برگزار کنیم.
مراسم با نصیحتهای مجری برنامه مبنی بر لزوم حفظ حرمت بزرگترهای آیتی از طرف جوانان و سپس اهدای دیپلمهای افتخار و لوحهای تقدیر پیاپی به صداوسیما، شرکت مخابرات و سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران ( که نمایندگان آنها اکثرا حتی در مراسم اختتامیه حضور هم نداشتند ) ادامه پیدا کرد و در پایان هم توهین مجری برنامه به وبلاگنویسان ... شرح کامل مراسم اختتامیه را میتوانید در اینجا ببینید.
در هر صورت از آقای محمدرضا طاهری و بقیه دوستان غرفه وبلاگنویسان بخاطر تمام تلاشهایشان در طول جشنواره تشکر میکنیم و به آنها خستهنباشید میگوییم.
محمد مهدی مولایی
شماره دوم دوره جديد هفتسنگ دقايقي پيش و با چهار روز تاخير که علتش را حتما ميدانيد به روي نت آمد. ضمنا طرح روي جلد اين شماره به علت مورد دار بودن! تصميم به تعويض آن گرفته شد و طرح روي جلد جديد فردا در محل مربوطه نصب خواهد شد. فعلا همين!
اين شما و اين هم هفتسنگدوم.
انتشار مجدد هفتسنگ در بين سايتها و وبلاگهاي فارسي بازتابهاي متفاوتي داشت که چند نمونه از آنها را در اينجا نقل ميکنيم. از همه دوستاني که خبر انتشار مجدد هفت سنگ را در وبلاگها و سايتهايشان منعکس کردند سپاسگذاريم.
وبلاگ فرنچکيس : برو بچز هفت سنگ دوباره و در کمال پر رويی بر گشتن تا تنها نشريه الکترونيکی که من ميخوندم دوباره برگرده و من بسيار خووووشحالم و ديگر هيچ.
وبلاگ سيبستان : هفت سنگ هفتاد قلم خواندنی
وبلاگ سردبير خودم : ۷سنگ، مجله ی اينترنتی ای که مدير روابط عمومی دارد: با اينکه به نظر می آيد از حزب الهی های تحت ويندوز باشند، ولی مجله ی تر و تميزی دارند. حدس میزنم از يک جای مهم حمايت مالی میشوند…
توضيح هفتسنگ: هر چند که به نظر ميرسد اظهارات آقاي درخشان احتياج به پاسخگويي هم ندارد، اما جهت خالي نبودن عريضه هفتسنگ هر گونه « حزب الهي تحت ويندوز( و البته هر سيستم عامل ديگر ) بودن» و هر گونه « حمايت مالي شدن از يک جاي مهم! يا غير مهم » را تکذيب ميکند.
وبلاگ ملکوت : هفتسنگ - يک مجلهی الکترونيکی جالب
وبلاگ منم بلتم بنويسم : آخ جوونمی ... ۷ سنگ دوباره راه افتاد ... بريد ببينيد خيلی توپ شده ...
وبلاگ هادي : هفت سنگ با چهره نو و پربار مثل هميشه
وبلاگهاي زير هم هر کدام به نحوي خبر انتشار مجدد هفتسنگ را منعکس کرده بودند:
وبلاگ مجله دنياي کامپيوتر و ارتباطات ، وبلاگ حس غريب ، وبلاگ سرگردون ، وبلاگ شاعرانهها ، سايت روشنگري ، وبلاگ ياشاآنلاين ، وبلاگ ردهت ، وبلاگ اراجيف مزمن ، وبلاگ در محضر ملکالموت ، وبلاگ حاجاسير
|